|
|
ای همیشه خوب |
|
|
ماهی همیشه تشنه ام در زلال لطف بی کران تو. می برد مرا به هر کجا که میل اوست موج دیدگان مهربان تو. زیر بال مرغکان خنده هات ای همیشه خوب! ماهی همیشه تشنه ام |
||
|
2
نگاشته شده در شنبه 30 مهر1384لحظه ی دلتنگی 17:25 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
اندُهَت را با من قسمت کن شاديت را با خاک و غرورت را با جوي نحيفی که ميان سنگستان مثل گنجشکی پر می زند و می گذرد... |
||
|
2
نگاشته شده در جمعه 29 مهر1384لحظه ی دلتنگی 17:50 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
چراغ چشم تو |
|
|
تو کيستی که من اينگونه، بی تو بی تابم؟ شب از هجوم خيالت نمی برد خوابم. تو چيستی، که من از موج هر تبسم تو تو در کدام سحر، بر کدام اسب سپيد؟
به من بگو که مرا از دهان شير بگير! تو را به هرچه تو گويی، به دوستی سوگند که صبر، راه درازی به مرگ پيوسته ست! همه وجود تو مهر است و جان من محروم |
||
|
2
نگاشته شده در پنجشنبه 28 مهر1384لحظه ی دلتنگی 20:34 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
تمام مردم شهر خوبند اگر می کارند تندیس تو را در میدانی برای طواف |
||
|
2
نگاشته شده در چهارشنبه 27 مهر1384لحظه ی دلتنگی 19:30 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
تو ديشب نبودی، خيالت گواه است |
||
|
2
نگاشته شده در سه شنبه 26 مهر1384لحظه ی دلتنگی 18:5 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
خوابيم و با خطاب تو بيدار می شويم |
||
|
2
نگاشته شده در دوشنبه 25 مهر1384لحظه ی دلتنگی 17:49 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
ثواب روزه و حج قبول آن کس برد |
||
|
2
نگاشته شده در یکشنبه 24 مهر1384لحظه ی دلتنگی 17:51 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
بر شانه های تو |
|
|
وقتی که شانه هايم در زير بار حادثه می خواست بشکند يک لحظه از خيال پريشان من گذشت: "بر شانه های تو..." بر شانه های تو می شد اگر سری بگذارم. وين بغض درد را |
||
|
2
نگاشته شده در شنبه 23 مهر1384لحظه ی دلتنگی 17:37 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
تقصير عشق بود که خون کرد بيشمار |
||
|
2
نگاشته شده در جمعه 22 مهر1384لحظه ی دلتنگی 17:15 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
خوب من دست عزيز تو برای دل ما |
||
|
2
نگاشته شده در پنجشنبه 21 مهر1384لحظه ی دلتنگی 22:1 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
بازآ... |
|
|
بازآ که برويد باز دل گل خزانش را |
||
|
2
نگاشته شده در چهارشنبه 20 مهر1384لحظه ی دلتنگی 17:56 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
آتش از برق نگاهت ريختی بر جان من |
||
|
2
نگاشته شده در سه شنبه 19 مهر1384لحظه ی دلتنگی 18:13 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
ظلمت همه ی دنياست وقتی تو نمی تابی... |
||
|
2
نگاشته شده در دوشنبه 18 مهر1384لحظه ی دلتنگی 17:50 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
شب... سکوت... کویر... |
|
|
از عمق جاده های بی کسی فریاد می زنم نیاز بودنت را و دل می سپارم به پژواک خسته ی صدای قدم هایم که دیگر تاب مقاومت ندارند... خوش دارم مگر همسفر نمی خواستی برای ستاره چینی از مخمل شب کویر؟!... ستاره های آسمانش را نمی خواهم شب |
||
|
2
نگاشته شده در یکشنبه 17 مهر1384لحظه ی دلتنگی 18:2 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
از اينکه عاشق توام حس غرور مي کنم... |
||
|
2
نگاشته شده در شنبه 16 مهر1384لحظه ی دلتنگی 17:25 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
میدونی چقدر برام عزیزی؟!... میدونی؟... |
||
|
2
نگاشته شده در جمعه 15 مهر1384لحظه ی دلتنگی 22:40 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
يک بار هم اي عشق من از عقل مينديش |
||
|
2
نگاشته شده در پنجشنبه 14 مهر1384لحظه ی دلتنگی 20:36 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
شب عاشقی ست يارا بنشين برابر من |
||
|
2
نگاشته شده در چهارشنبه 13 مهر1384لحظه ی دلتنگی 17:51 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
شب حوصله می سوزد... وقتی که تو در خوابی... |
|
|
چقدر دلم برای دوباره بودنت تنگ است... به فکر سر سپردنم امشب، باز بیدارم... امشب ، می نشینم بالای سر خیالت تا تو بخوابی. تا تو آسوده بخوابی. امشب، تا صبح نگاهت می کنم. وقتی که می خوابی، چقدر از همیشه معصوم تری! دلم می خواهد چشم بدوزم به چشمان نازنینت، وقتی خوابی. دلم می خواهد بنشینم کنارت، مراقب باشم که کسی، چیزی، صدایی، پرده ی نازک خواب لطیفت را پاره نکند. رویا می بینی؟!... چه زیبا لبخند می زنی توی خواب! چقدر چشمان زیبایت آرامش می بخشد توی خواب! تو چقدر آرامی!... دلم می خواهد همیشه از این آرامشت قرار بگیرم. دلم می خواهد قرار همیشه برقرار من باشی... چقدر روزهای نبودنت دیر می گذرد... از دست غیبت تو شکایت نمی کنم |
||
|
2
نگاشته شده در یکشنبه 10 مهر1384لحظه ی دلتنگی 2:57 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
جز تو که واژه واژه ی منظومه ام شدی |
||
|
2
نگاشته شده در چهارشنبه 6 مهر1384لحظه ی دلتنگی 15:29 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
همه جا به دلربايی مثل اند لاله رويان |
||
|
2
نگاشته شده در شنبه 2 مهر1384لحظه ی دلتنگی 11:23 به قلم مسافر کویر
|
|
||