|
|
|
|
|
عجیب برایت بی قرارم معنا... چرا تمام نمی شوند این فاصله ها؟!... |
||
|
2
نگاشته شده در دوشنبه 29 اسفند1384لحظه ی دلتنگی 23:13 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک شاخه های شسته، باران خورده، پاک آسمان آبی و ابر سپيد برگ های سبز بيد عطر نرگس، رقص باد، نغمه ی شوق پرستوهای شاد، نرم نرمک می رسد اينک بهار، ( پی نوشت : شنیده ام دعای هنگام تحویل سال نزد خدا عزیز است... با قلب پاکت برایم دعا کن معنا... نوروزت سبز تر از هر بهار... دوستت دارم... ) |
||
|
2
نگاشته شده در دوشنبه 29 اسفند1384لحظه ی دلتنگی 10:4 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
ناگریز است از کمند وهم ها برج محال |
||
|
2
نگاشته شده در یکشنبه 28 اسفند1384لحظه ی دلتنگی 19:55 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
اعترافات عاشقانه 4 |
|
|
سلامت نمی کنم. سلام آغاز است. میان من و تو هیچگاه پایانی نبوده که بخواهم با سلام از نو بیاغازمش... |
||
|
2
نگاشته شده در شنبه 27 اسفند1384لحظه ی دلتنگی 9:34 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
مرا بهانه کن فقط... |
|
|
تو از عبور جاده ها مرا بهانه کن فقط به رنگ عاشقانه ها مرا ترانه کن فقط من از عبور جاده ها نشانی تو خوانده ام به روي بام خانه ام بساز آشيانه ای منم كه پر ز غصه ام اسير دست يادها |
||
|
2
نگاشته شده در جمعه 26 اسفند1384لحظه ی دلتنگی 15:0 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
خورشيد خم شد تا نگاهت را ببوسد |
||
|
2
نگاشته شده در پنجشنبه 25 اسفند1384لحظه ی دلتنگی 14:32 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
چون آتش و خاکستر در وحشت طوفانم |
||
|
2
نگاشته شده در چهارشنبه 24 اسفند1384لحظه ی دلتنگی 14:35 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
از تمام خوبیها، دیریست پی برده ام زیاده خواهم... |
||
|
2
نگاشته شده در سه شنبه 23 اسفند1384لحظه ی دلتنگی 17:39 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
ندارد... |
|
|
حضرت عشق به من لطف عجيبی دارد!... |
||
|
2
نگاشته شده در دوشنبه 22 اسفند1384لحظه ی دلتنگی 18:34 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
جز غمت نـدارم به حال دل گـواهـی |
||
|
2
نگاشته شده در یکشنبه 21 اسفند1384لحظه ی دلتنگی 14:15 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
بلند می پری آيا به فکرمن هستی؟ |
||
|
2
نگاشته شده در شنبه 20 اسفند1384لحظه ی دلتنگی 15:17 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
آسمان اطلسی |
|
|
تو بر لبان سرد من سرود عاشقانه ای براي پر گشودنم تو بهترين بهانه ای امـيد آخـرين مـن خيـال دلـنشـين مـن به آسمان چشم من تو شطی از ستاره ای به هرچه ميرسم تویی نمی روی ز خاطرم از آسمان اطلسی شبی دوباره ميرسی شكوه دفتـر غزل مرا به خـلسه ات بـبـر تو ای شكوفه ي نگاه در اين زمانه ی گناه برای عشق و آشتی تو اولين اشاره ای |
||
|
2
نگاشته شده در جمعه 19 اسفند1384لحظه ی دلتنگی 14:39 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
زلف بر يکسو زدی تا غرق مهتابم کنی... |
||
|
2
نگاشته شده در پنجشنبه 18 اسفند1384لحظه ی دلتنگی 16:38 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
آمده ام بلکه نگاهم کنی |
||
|
2
نگاشته شده در چهارشنبه 17 اسفند1384لحظه ی دلتنگی 19:47 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
بیا!... |
|
|
دل شد به درد و دوری تو مبتلا، بيا دارد هوای ديدن روی تو را، بيا درمانگری و چشم و دل دردمند من ميترسم از تلاطم دريای روزگار تا كی كشيم حسرت ديدار روی تو؟ بيگانهام به اهل جهان در فراق تو خضر از تو يافت دولت جاويد زندگی يك روز صبح در چمن آرزوی ما |
||
|
2
نگاشته شده در سه شنبه 16 اسفند1384لحظه ی دلتنگی 20:56 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
دست تو خورشید من در شب دریا شدن ای جاری، ای روشن؛ از فردا حرفی بزن... |
||
|
2
نگاشته شده در دوشنبه 15 اسفند1384لحظه ی دلتنگی 15:59 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
دوبـيتی با من و لبخند با تو |
||
|
2
نگاشته شده در یکشنبه 14 اسفند1384لحظه ی دلتنگی 22:48 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
با من بی کس تنها شده، یارا تو بمان... |
||
|
2
نگاشته شده در شنبه 13 اسفند1384لحظه ی دلتنگی 11:16 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
بسوزان هرطريقی می پسندی |
||
|
2
نگاشته شده در جمعه 12 اسفند1384لحظه ی دلتنگی 20:35 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
در و پنجره |
|
|
در و پنجره های دست ساز می فروشم. کار و بارم سکه است. بايد هم باشد؛ در و پنجره هايی که من می سازم همه رو به تو باز مي شود!... |
||
|
2
نگاشته شده در پنجشنبه 11 اسفند1384لحظه ی دلتنگی 12:31 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
با تو خزان من بهاران با تو شبم ستاره باران |
||
|
2
نگاشته شده در چهارشنبه 10 اسفند1384لحظه ی دلتنگی 23:44 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
فاصله گرفتم، اما نمی دانستم فاصله روايت ديگری از توست!... |
||
|
2
نگاشته شده در سه شنبه 9 اسفند1384لحظه ی دلتنگی 21:35 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
اعترافات عاشقانه 3 |
|
|
شب ها، وقتی که ماه می تابد، من در دفتر مشقم تمرین عشق می کنم. و هزار بار می نویسم |
||
|
2
نگاشته شده در دوشنبه 8 اسفند1384لحظه ی دلتنگی 8:4 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
بی جمال عالم آرای تو روزم چون شب است |
||
|
2
نگاشته شده در یکشنبه 7 اسفند1384لحظه ی دلتنگی 17:29 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
تو ماهم می شوی آیا ؟... |
|
|
شبی در شب ترين شبها، تو ماهم می شوی آيا تو تسليم تماشای نگاهم می شوی آيا شبيه يك پرنده، خيس از باران كه می آيم پس از طی كردن فرسنگها راهی كه می دانی شناكردن ميان خاك را بد من بلد هستم نگاهی ناشيانه من به هستی داشتم عمری اگر بی روز و بی تقويم ماندم من برای دوستم داری گواهت بوده ام عمری شب افسانه ها با تو طلوع تازه ای دارد صبور و ساده ای اما، عميق و ژرف، عشق من پس از صد سال ا گر بد ترجمه كردی نگاهم را تو شيرين ترازآن هستی كه شادابيت كم گيرم |
||
|
2
نگاشته شده در شنبه 6 اسفند1384لحظه ی دلتنگی 12:32 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
در زلال چشمه ای جوشيده از سنگ |
||
|
2
نگاشته شده در جمعه 5 اسفند1384لحظه ی دلتنگی 13:56 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
ما که بی یاد تو ای دوست نباشیم دمی |
||
|
2
نگاشته شده در پنجشنبه 4 اسفند1384لحظه ی دلتنگی 17:44 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
دو جهانم، خلاصه توست... |
||
|
2
نگاشته شده در چهارشنبه 3 اسفند1384لحظه ی دلتنگی 12:13 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
دلم برای تو چون چنگ می زند آهنگ |
||
|
2
نگاشته شده در سه شنبه 2 اسفند1384لحظه ی دلتنگی 11:19 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
بگذار نگاهت کنم تنها در توست که زیبایی به فریبایی می ارزد... |
||
|
2
نگاشته شده در دوشنبه 1 اسفند1384لحظه ی دلتنگی 16:52 به قلم مسافر کویر
|
|
||