|
|
جوش جنون |
|
|
ما هنوز آتش این منزل سردیم بیا گرچه رفتند سواران و فرو خفت غبار تا مبادا شود از جوش جنون صحرا خشک کهنه شد قصه ی نامردی و مردی، گویند دلت ار ساغر و پیمانه ی بی دردان زد برگ سبز غزل و خون دلی هست هنوز گو چو سیل از سر عاشق مرو ای سایه ی عمر |
||
|
2
نگاشته شده در یکشنبه 30 مهر1385لحظه ی دلتنگی 17:40 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
ديـدن روی تو و دادن جـان مطلـب مـاست |
||
|
2
نگاشته شده در شنبه 29 مهر1385لحظه ی دلتنگی 20:38 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
آن کس که تو را شناخت جان را چه کند؟!... |
||
|
2
نگاشته شده در جمعه 28 مهر1385لحظه ی دلتنگی 21:12 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
اين شور كه در سرست ما را |
||
|
2
نگاشته شده در پنجشنبه 27 مهر1385لحظه ی دلتنگی 18:36 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
تو راست می گفتی... |
|
|
دوباره کوچه ام امشب تو را قدم می زد و فکر می کنم اين بار از تو دم می زد و سنگفرش و شب و ماه و باد پاييزی کنار خانه تکراری ات رسيدم باز رسيده ام به جوابم - تو راست می گفتی - چه نقشه ها نکشيدم برای ديدن تو ميان دفتر تو مي نوشتم اسمم را |
||
|
2
نگاشته شده در چهارشنبه 26 مهر1385لحظه ی دلتنگی 17:15 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
سر پیوند تو تنها نه دل عاشق راست |
||
|
2
نگاشته شده در سه شنبه 25 مهر1385لحظه ی دلتنگی 17:53 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
اعترافات عاشقانه 12 |
|
|
هی فاصله می افتد میان نوشته هایم؛ هی درنگ می کنم؛ که بعدی را باشی... که بشود که باشی... که بعدی بشود شوق نامه ی بودندت. هی سر می کنم با دل بی قراری هایم که ننویسم از دلتنگی، نگویم از چشم به راهی. تاب نمی آورد دلم. صبرش یک جایی لبریز می شود. و بغض می شکند. و اشک می آید. و دست - عاقبت - می نویسد... |
||
|
2
نگاشته شده در دوشنبه 24 مهر1385لحظه ی دلتنگی 8:32 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
من لحظه لحظه خود را گم کرده ام در اين راه |
||
|
2
نگاشته شده در یکشنبه 23 مهر1385لحظه ی دلتنگی 18:0 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
جز دل تنگ من ای مونس جان جای تو نيست |
||
|
2
نگاشته شده در شنبه 22 مهر1385لحظه ی دلتنگی 21:15 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
غروب جمعه پاییز... |
|
|
غروب جمعه پاییز می آید هزاران برگ پاییزی لباس زرد خود بر تن به زیر گام های عابری خسته خزان و خشکی خود را به نجوا باز می گویند. غروب جمعه پاییز و چشمانی که تا باریدنش یکی آمد کلید قفل لب های مرا آهسته بردارد. به تنهایی قسم، غروب و جمعه و پاییز... |
||
|
2
نگاشته شده در جمعه 21 مهر1385لحظه ی دلتنگی 18:6 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
هرکه سودای تو دارد چه غم از ترک جهانش |
||
|
2
نگاشته شده در پنجشنبه 20 مهر1385لحظه ی دلتنگی 18:10 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
نگارا جسمت از جان آفريدند جمال يوسف مصری شنيديم |
||
|
2
نگاشته شده در چهارشنبه 19 مهر1385لحظه ی دلتنگی 18:0 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
من آغاز می شوم ، که در تو بميرم ... |
||
|
2
نگاشته شده در سه شنبه 18 مهر1385لحظه ی دلتنگی 22:52 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
جـويند هـمه هـلال و مـن ابرويت |
||
|
2
نگاشته شده در دوشنبه 17 مهر1385لحظه ی دلتنگی 18:0 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
مهر از همه خلق برگرفتم |
||
|
2
نگاشته شده در یکشنبه 16 مهر1385لحظه ی دلتنگی 18:18 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
دریا، به جرعه ای که تو از رود نوشیده ای حسادت می کند... |
||
|
2
نگاشته شده در شنبه 15 مهر1385لحظه ی دلتنگی 21:52 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
دست مریزاد عشق، دست مریزاد! |
||
|
2
نگاشته شده در جمعه 14 مهر1385لحظه ی دلتنگی 18:8 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
قرنهاست... |
|
|
چندین شب بی همتاست که من، در حصار سیاه اتاقم، با تو گریه می کنم... و چندین روز بی همتاست که من، به درخشش چشم های تو می نگرم... و اکنون سالهاست؛ و شاید |
||
|
2
نگاشته شده در پنجشنبه 13 مهر1385لحظه ی دلتنگی 16:11 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
عاشقان را بر سر خود حکم نیست |
||
|
2
نگاشته شده در چهارشنبه 12 مهر1385لحظه ی دلتنگی 18:5 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
به صد امید نهادیم در این وادیه پای |
||
|
2
نگاشته شده در سه شنبه 11 مهر1385لحظه ی دلتنگی 18:15 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
هر دو عالم یک فروغ روی اوست... |
||
|
2
نگاشته شده در دوشنبه 10 مهر1385لحظه ی دلتنگی 17:39 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
من خسته چون ندارم نفسی قرار بی تو |
||
|
2
نگاشته شده در یکشنبه 9 مهر1385لحظه ی دلتنگی 18:15 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
شبنم و شبچراغ |
|
|
باز، از یک نگاه گرم تو یافت، همه ذرات جان من هیجان. همه تن بودم ای خدا، همه تن، همه جان گشتم ای خدا، همه جان! چشم تو - این سیاه افسونکار - چشم تو چشمه ی شراب من است بی تو در این غروب خلوت و کور بال در بال هم پرستوها، پیش چشمت خطاست شعر قشنگ |
||
|
2
نگاشته شده در شنبه 8 مهر1385لحظه ی دلتنگی 18:20 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
تيشه بزن به ريشه ام؛ بزن! شک مکن!... |
||
|
2
نگاشته شده در جمعه 7 مهر1385لحظه ی دلتنگی 19:11 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
ديشب شب رويای تو بود و تو نبودی... |
||
|
2
نگاشته شده در پنجشنبه 6 مهر1385لحظه ی دلتنگی 18:34 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
زان می عشق کزو پخته شود هر خامی |
||
|
2
نگاشته شده در چهارشنبه 5 مهر1385لحظه ی دلتنگی 18:21 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
من و اين طاقت کم، عشق تو با اين همه غم |
||
|
2
نگاشته شده در سه شنبه 4 مهر1385لحظه ی دلتنگی 18:28 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
الهم اِنی اَسئلکَ برحمتکَ کلها. فاَجبنی یا الله... |
||
|
2
نگاشته شده در دوشنبه 3 مهر1385لحظه ی دلتنگی 18:29 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
معنا...
دل های منتظر همه تقدیم چشم تو
پی نوشت : رمضان آمد... |
||
|
2
نگاشته شده در یکشنبه 2 مهر1385لحظه ی دلتنگی 18:36 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
نمی دونم چی باید بگم... نمی دونم چی بنویسم... فقط... دیگه تحمل ایستادن ندارم... |
||
|
2
نگاشته شده در شنبه 1 مهر1385لحظه ی دلتنگی 23:44 به قلم مسافر کویر
|
|
||