|
|
|
|
|
پنجره بی قرار توست... |
||
|
2
نگاشته شده در جمعه 31 فروردین1386لحظه ی دلتنگی 17:58 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
اگر بگذارند... |
|
|
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند من ز اظهار نظرهای دلم فهميدم دل سرگشته من اينهمه بيهوده نگرد سند عقل مشاع است،همه ميدانند |
||
|
2
نگاشته شده در پنجشنبه 30 فروردین1386لحظه ی دلتنگی 21:15 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
بسوخت عاشق و در شرط عشقبازی او |
||
|
2
نگاشته شده در چهارشنبه 29 فروردین1386لحظه ی دلتنگی 22:13 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
دلبـرا پيش وجودت همه خـوبان عـدم اند |
||
|
2
نگاشته شده در سه شنبه 28 فروردین1386لحظه ی دلتنگی 21:23 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
عشق است و به معنايی ش تفسير نشايد کرد |
||
|
2
نگاشته شده در دوشنبه 27 فروردین1386لحظه ی دلتنگی 22:7 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
... |
|
|
تاريکم؛ و پيراهنت روشنم نمی کند. بوی پيراهن نمی خواهم. من خودت را می خواهم يوسف!... پی نوشت : شد دو سال... |
||
|
2
نگاشته شده در یکشنبه 26 فروردین1386لحظه ی دلتنگی 21:30 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
مرا رها کن از این فکر تنهایی... |
||
|
2
نگاشته شده در شنبه 25 فروردین1386لحظه ی دلتنگی 17:13 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
سپرده اند به دریا |
|
|
چقدر اين دل زارم در انتظار تو باشد و بی شراب نگاهت فقط خمار تو باشد تو اتفاقی و می افتی از ورای تصور تو از تبار نه دريايی ای دلت همه دريا تو آفتابی و بی تو ستارگی چه محال است بيا كه اين شب شرجی از اضطراب درآيد و اين غزل همه يك استغاثه بود كه حالا، |
||
|
2
نگاشته شده در جمعه 24 فروردین1386لحظه ی دلتنگی 23:56 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
دريغ نيست مرا هر چه هست در طلبت |
||
|
2
نگاشته شده در پنجشنبه 23 فروردین1386لحظه ی دلتنگی 19:37 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
ترسم که بیایی و من آن روز نباشم... |
||
|
2
نگاشته شده در سه شنبه 21 فروردین1386لحظه ی دلتنگی 20:50 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
خواستم پر بزنم با تو به معراج خيال |
||
|
2
نگاشته شده در دوشنبه 20 فروردین1386لحظه ی دلتنگی 21:42 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
بی ستاره |
|
|
شب که می خوابی يادت باشد؛
نردبان خانه را بخوابانی، ماه اگر به زيبايی تو دست يابد يادت که نمی رود |
||
|
2
نگاشته شده در یکشنبه 19 فروردین1386لحظه ی دلتنگی 23:52 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
معنای زنده بودن من با تو بودن است... |
||
|
2
نگاشته شده در شنبه 18 فروردین1386لحظه ی دلتنگی 17:34 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
گر توانايی ندارم در رهت |
||
|
2
نگاشته شده در جمعه 17 فروردین1386لحظه ی دلتنگی 18:23 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
دوست دارم كه بپوشی رخ همچون قمرت |
||
|
2
نگاشته شده در پنجشنبه 16 فروردین1386لحظه ی دلتنگی 17:36 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
مپسند بیش از اینم در بند چون اسیران |
||
|
2
نگاشته شده در چهارشنبه 15 فروردین1386لحظه ی دلتنگی 21:33 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
بی تو دلم ويرانه ست... |
||
|
2
نگاشته شده در سه شنبه 14 فروردین1386لحظه ی دلتنگی 21:3 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
بـرآی ای آفـتـاب صـبـح امـيـد |
||
|
2
نگاشته شده در دوشنبه 13 فروردین1386لحظه ی دلتنگی 19:51 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
اعترافات عاشقانه 21 |
|
|
این بار نه صحبت من و بی قراری هایم است، نه غصه ی جای خالی نبودنت. قصه، حکایت دلبری های توست... |
||
|
2
نگاشته شده در یکشنبه 12 فروردین1386لحظه ی دلتنگی 2:24 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
اسیر عشق تو از هر دو عالم آزاد است... |
||
|
2
نگاشته شده در شنبه 11 فروردین1386لحظه ی دلتنگی 9:23 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
ومن، واژه واژه پير می شوم بی تو... بی من... فقط همين! |
||
|
2
نگاشته شده در جمعه 10 فروردین1386لحظه ی دلتنگی 22:18 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
گويند چرا عاشق از عشق نپرهيزد |
||
|
2
نگاشته شده در پنجشنبه 9 فروردین1386لحظه ی دلتنگی 22:11 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
خبرت هست؟ که از خويش خبر نيست مرا |
||
|
2
نگاشته شده در چهارشنبه 8 فروردین1386لحظه ی دلتنگی 21:59 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
می شود راه دلم را به دلت باز کنی؟... |
|
|
می شود راه دلت را به دلم باز کنی با من امشب غزل تازه تری ساز کنی ديدگان من دلخسته به ديوار بماند کاش غرور بشکنی و راز دل ابراز کنی دلم از دست بشد از غم بی هم نفسی کاشکی با دل من يک سفر آغاز کنی کوچه های دل من باز به بن بست رسيد می شود راه دلت را به دلم باز کنی؟... |
||
|
2
نگاشته شده در سه شنبه 7 فروردین1386لحظه ی دلتنگی 21:11 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
فرمان بده تا جان بدهم در چشمت... |
||
|
2
نگاشته شده در دوشنبه 6 فروردین1386لحظه ی دلتنگی 15:53 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
چقدر آينه داری؛ ستاره ات روشن! |
||
|
2
نگاشته شده در یکشنبه 5 فروردین1386لحظه ی دلتنگی 22:9 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
آشفته ی توست اين قلب ناچيز... |
||
|
2
نگاشته شده در شنبه 4 فروردین1386لحظه ی دلتنگی 17:27 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
ارغوان |
|
|
ارغوان! شاخه ی همخون جدامانده ی من آسمان تو چه رنگ است امروز؟ آفتابی ست هوا؟ یا گرفته ست هنوز؟ من در این گوشه که از دنیا بیرون است؛ آه، این سخت سیاه نفسم می گیرد آفتابی هرگز اندرین گوشه ی خاموش فراموش شده، و دل من که چنین خون آلود ارغوان ارغوان، پنجه ی خونین زمین! ارغوان، خوشه ی خون! ارغوان، بیرق گلگون بهار |
||
|
2
نگاشته شده در جمعه 3 فروردین1386لحظه ی دلتنگی 19:36 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
اينجا برای از تـو نـوشـتـن هوا کم است |
||
|
2
نگاشته شده در پنجشنبه 2 فروردین1386لحظه ی دلتنگی 12:57 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
سالی گذشت باز بهار شد نيامدی... |
||
|
2
نگاشته شده در چهارشنبه 1 فروردین1386لحظه ی دلتنگی 11:37 به قلم مسافر کویر
|
|
||