|
|
|
|
|
خود را نوشتم بارها یک بار معنا کن مرا... |
||
|
2
نگاشته شده در یکشنبه 30 اردیبهشت1386لحظه ی دلتنگی 22:41 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
من عاشق چشمت شدم... |
|
|
وقتی گريبان عدم با دست خلقت می دريد
پی نوشت : مدار صفر درجه |
||
|
2
نگاشته شده در شنبه 29 اردیبهشت1386لحظه ی دلتنگی 23:5 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
نامه ای برای خدایی که در این نزدیکی ست... (2) |
|
|
هوالطیف خدای خوب سلام این منم. بنده ای ناچیز. کوچکترین عضو عالم لامکان. کوچکتر از تمام ذرات دنیای عظیمی که آفریده ای. این منم... کودکی که با تمام کوچکی اش در آغوشش گرفته ای. و دست مهربانی به سرش می کشی. و گریه های گاه و بی گاهش را درمان می کنی. و نوازشش می کنی... می بوسی اش حتی... حقیقت است که تو از مادر مهربان تری... مادر، کودکش را بزرگتر که شد - شاید - دیگر در آغوش نگیرد. و تو آفریده ات را هرچقدر هم که قد بکشد، هزار ساله هم که باشد، در آغوش مهربانی هایت می گیری و نوازشش می کنی... این منم... که وسعت مهربانی ات را یک بار دیگر به چشم دیده ام؛ و عمق بی کرانگی ات را با طعم شیرین اشک و لبخند چشیده ام... این منم خدای خوب... این منم... یا نوالنور یا منور النور یا خالق النور یا مدبر النور یا مقدر النور یا نور کل نور یا نورا" قبل کل نور یا نورا" بعـد کـل نور یا نورا" فـوق کـل نـور یا نورا" لیس کمـثله نور... |
||
|
2
نگاشته شده در چهارشنبه 26 اردیبهشت1386لحظه ی دلتنگی 1:43 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی... |
||
|
2
نگاشته شده در یکشنبه 23 اردیبهشت1386لحظه ی دلتنگی 22:18 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
کوچه در انتظار توست... |
||
|
2
نگاشته شده در چهارشنبه 19 اردیبهشت1386لحظه ی دلتنگی 23:7 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد... |
|
|
تــنــت بــه نــاز طــبــيـبــان نـيـازمـنـد مبــاد سـلامـت هــمـه آفـــاق در سـلامـت تـوسـت جمال صورت و معنی ز امن صحت توست در ايــن چـمـن چـو درآيـد خـزان به يغمایـی در آن بـســاط کـه حُـسـن تــو جـلـوه آغــازد هـر آن که روی چـو ماهـت به چشم بـد بينـد
پی نوشت : خدای خوب هزار هزار هزار بار سپاس که مواظبش هستی... |
||
|
2
نگاشته شده در سه شنبه 18 اردیبهشت1386لحظه ی دلتنگی 22:45 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
درد دارد معنای من... درد! |
|
|
معنا... بمیرم برایت معنا. بمیرم برایت! فدای چشمانت بشوم نازنینم... آرام باش... آرام باش عزیزترینم... کاش من این طور از هم پاشیده بودم... غصه نخور اما... خدایمان بزرگ است... خدایمان مهربان است... من به مهربانی اش ایمان دارم.. بی شک امتحانی بوده است برای من... تو که پاکی!... تو که بی نهایتی... ندیدی چطور با دستانش به معجزه ای در آغوشت گرفت؟... معنا... می گذرند این روزها...می گذرند عزیزترینم... اندکی صبر فقط... اندکی صبوری... من اینجایم نازنین دلم... آرام بخواب... آرام... آرام... من موهایت را نوازش می کنم آرام... و شانه های پاکت را می بوسم... تو آرام بخواب... معنا... اشک هایم را مرهم می کنم روی زخم هایت... تا خود صبح که هیچ، تا آخر دنیا، تا نهایت، دستم را می گذارم روی پیشانی ات دعا می خوانم برای بهبود هرچه زودترت... 13 شمع روشن کرده ام نذر سلامتی ات... و قرآن می خوانم برایت... و خدا اینجاست... من می بینمش به وضوح... تو هستی... خدا هست... لبخند هست... دردهایت را به من بسپار... بمیرم برایت... معنا... چشمان نازنینت را ببند... بخواب قشنگ نازنینم... بخواب... چه حکایتی ست این همه دوست داشتنت... این همه خواستنت... این همه دویدن و دویدن و نرسیدن... به لبخندت دلخوشم هنوز... خدایی هست معنا! خدایی حتما" هست!... دلگیر نباشی بهترینم... آرام باش چنان همیشه ی روزگار... آرام باش تا من از آرامشت به قرار برسم... آرام باش معنا... آرام بخواب نازنینم... من و خدا اینجاییم... تا همیشه... تا نهایت... تا ابد... |
||
|
2
نگاشته شده در دوشنبه 10 اردیبهشت1386لحظه ی دلتنگی 1:29 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
معنا... معنا... معنای من.............................. |
||
|
2
نگاشته شده در پنجشنبه 6 اردیبهشت1386لحظه ی دلتنگی 14:59 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
بی رخت اشک همی بارم و گل میکارم |
||
|
2
نگاشته شده در یکشنبه 2 اردیبهشت1386لحظه ی دلتنگی 17:19 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
حرف دلم عصاره اين چند واژه است تا کی شکست؛ خرد شدن، عشق، انتظار؟!... |
||
|
2
نگاشته شده در شنبه 1 اردیبهشت1386لحظه ی دلتنگی 21:39 به قلم مسافر کویر
|
|
||