تبليغاتX
وقتی سکوت می کنی به تو ایمان می آورم...
وقتی سکوت می کنی به تو ایمان می آورم...
...!روز از پی خيال تو از خانه می روم... شب در سکوت خلوت من خانه می کني... من می نويسم از تو و از لحظه های عمر... پايين خاطرات من امضا نمی کنی؟
تا تمام شدنم راهی نمانده. دیگر نمی توانم معنا...
2 نگاشته شده در  شنبه 21 مهر1386لحظه ی دلتنگی 19:7  به قلم مسافر کویر  | 

خیلی وقته که عزیزم هوات رو کرده دلم...

2 نگاشته شده در  پنجشنبه 19 مهر1386لحظه ی دلتنگی 21:59  به قلم مسافر کویر  | 

روزهايی که بی تو می گذرد
گرچه با ياد توست ثانيه هاش
آرزو بـاز مـيـکـشـد فريـاد
در کنار تو می گذشت ای کاش

2 نگاشته شده در  سه شنبه 17 مهر1386لحظه ی دلتنگی 22:10  به قلم مسافر کویر  | 

گاه گاهی به من ازمهر پيامی بفرست
فارغ ازحال خود و جان و جهانم مگذار

2 نگاشته شده در  جمعه 13 مهر1386لحظه ی دلتنگی 22:21  به قلم مسافر کویر  | 

هر نُتي كه از عشق سخن بگويد زيباست.
حالا
سمفونی پنجم بتهوون باشد
يا زنگ تلفنی كه در انتظار صدای توست...
2 نگاشته شده در  چهارشنبه 11 مهر1386لحظه ی دلتنگی 23:4  به قلم مسافر کویر  | 

همـاره قـلب بيمـارم بـه يـاد تـوشـود روشـن
چه فرقی می کند اما؛ تو که اين را نمی دانی...

2 نگاشته شده در  سه شنبه 10 مهر1386لحظه ی دلتنگی 21:39  به قلم مسافر کویر  | 

تو بيا... چشم های من قدمگاه...

2 نگاشته شده در  دوشنبه 9 مهر1386لحظه ی دلتنگی 23:3  به قلم مسافر کویر  | 

غــرق تـمــنـای تــوام
                  موجی ز دریای توام
من نخل سرکش نیستم
                 تا خانه در ساحل کنم
2 نگاشته شده در  یکشنبه 8 مهر1386لحظه ی دلتنگی 21:56  به قلم مسافر کویر  | 

قبول کن
دير زمانی است به انتظار امدن تو
        لحظه های سرد و ساکت روزگارم را
                                 حتی با باران هم قسمت نمی کنم.....

کجا يی؟.....
نه تو ميتوانی دل از سادگی من بکَنی؛
و نه من دلم ميايد تازه تر از تو برای شعرهايم بهانه کنم.

قبول کن
ديگر برای خداحافظی دير است...

2 نگاشته شده در  شنبه 7 مهر1386لحظه ی دلتنگی 22:41  به قلم مسافر کویر  | 

هر کس که گفت بهر تو مردم دروغ گفت
من راست گفته ام  که برای تو  زنده ام

2 نگاشته شده در  جمعه 6 مهر1386لحظه ی دلتنگی 21:27  به قلم مسافر کویر  | 

خدا معنا را دوست دارد...

2 نگاشته شده در  چهارشنبه 4 مهر1386لحظه ی دلتنگی 18:27  به قلم مسافر کویر  | 

ای دريای بي کران در جانم فرو بريز
از مستی پياله ای، از هستی نشانه ای

2 نگاشته شده در  سه شنبه 3 مهر1386لحظه ی دلتنگی 21:54  به قلم مسافر کویر  | 

روی راهی از ازل کشيده تا ابد
در ميان برگهای زرد
می تپد به ياد تو هنوز هم
                            قلب پاره پاره ام...

2 نگاشته شده در  دوشنبه 2 مهر1386لحظه ی دلتنگی 23:31  به قلم مسافر کویر  | 

چه فرقی می کند تو نگاهت را به اندازه ديدن وسيع کنی؟...

          من، هميشه قبل از اينکه هويدا شوی تو را سجده کرده ام...

2 نگاشته شده در  یکشنبه 1 مهر1386لحظه ی دلتنگی 23:15  به قلم مسافر کویر  |