|
|
|
|
|
هميشه چشمهايت بهانه ي خوبی اند برای عاشقی ام. هر چند؛ |
||
|
2
نگاشته شده در سه شنبه 31 اردیبهشت1387لحظه ی دلتنگی 21:25 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
مویت رها مکن |
|
|
مويت رها مكن كه چنين بر هم اوفتد كآشوب حسن رو تو در عالم اوفتد گر در خيال خلق پری وار بگذری افتاده تو شد دلم ای دوست دست گير در رويت آن كه تيغ نظر میكشد به جهل مشكن دلم كه حقه راز نهان توست وقت ست اگر بيايـی و دل بر دلـم دهی عاشق صبور باش در اين عشق دردناك |
||
|
2
نگاشته شده در دوشنبه 30 اردیبهشت1387لحظه ی دلتنگی 16:5 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
دلبرا از داغ ما لاله گل کرد... |
||
|
2
نگاشته شده در جمعه 27 اردیبهشت1387لحظه ی دلتنگی 19:35 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
دردی ست مرا به دل دوايم بكنيد |
||
|
2
نگاشته شده در پنجشنبه 26 اردیبهشت1387لحظه ی دلتنگی 20:22 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
درخت ديوار می شود؛ ماه ديوار، سکوت ديوار، و من بر همه ديوار ها نام تو را خواهم نوشت... |
||
|
2
نگاشته شده در چهارشنبه 25 اردیبهشت1387لحظه ی دلتنگی 17:22 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
اشکم احرام طواف حرمت می بندد |
||
|
2
نگاشته شده در سه شنبه 24 اردیبهشت1387لحظه ی دلتنگی 19:47 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
از دامن شب برآ چو خورشيد |
||
|
2
نگاشته شده در دوشنبه 23 اردیبهشت1387لحظه ی دلتنگی 15:32 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
پرواز دیدنی |
|
|
پرواز در هوای خيال تو ديدنی ست حرفی بزن که موج صدايت شنيدنی ست شعر زلال جوشش احساس های من يک قطره عشق کنج دلم را گرفته است خم شد، شکست پشت دل نازکم ولی من در فضای خلوت تو خيمه مي زنم تا اوج راهی ام، به تماشای من بيا |
||
|
2
نگاشته شده در شنبه 21 اردیبهشت1387لحظه ی دلتنگی 21:51 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
کسی هست در این شهر هواخواه نگاهت نشسته ست نگاهی غریبانه به راهت مبادا که نیایی... |
||
|
2
نگاشته شده در جمعه 20 اردیبهشت1387لحظه ی دلتنگی 13:8 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
نبُدم رضا که زحمت کشی از برای قتلم |
||
|
2
نگاشته شده در پنجشنبه 19 اردیبهشت1387لحظه ی دلتنگی 1:9 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
یک عاشقانه ی آرام |
|
|
دم صبح، چشم های روشنت را که باز می کنی، یادت باشد کمی آنسوتر، کسی چشم هایش را با یاد تو بسته است... و کمی قبل یا بعد از تو - فرق چندانی نمی کند - چشم هایش را که باز می کند باز هم به یاد توست. نبودم این روزها. اینجا نبودم. قرار هم نبود که برگردم. تصمیم گرفته بودم عاشقانه هایت را جای دیگری بنویسم برایت. از نو شروع کرده بودم یک بار دیگر. آخر می دانی معنا، حس می کنم اینجا چشم هایی می آیند و می روند که محرم نیستند به دیدن عاشقانه هایت. حق بده عزیزترین! این دل نوشته ها از آن توست. مالِ توست. برای توست. از دورترین گوشه های قلبم به عشق تو کلمه می شوند و می آیند بر صفحه کاغذ. هر چشمی لایق نیست که ببیندشان. و هر ذهنی نمی تواند بفهمدشان. من نمی توانم ببینم کسی که نمی فهمد عاشقانه های تو را اینجا بیاید و بخواند و هر مزخرفی که دلش می خواهد بگوید. حالا شکستن من هیچ؛ اینکه با تمسخر عاشقانه ها اندکی - به اندازه ی یک سر سوزن حتی - بزرگی و پاکی و قداست تو را ببرد زیر سوال مرا می کُشد معنا! انگار کسی بگیرد مچاله ام کند از بلندترین بلندی های دنیا پرتم کند به عمق دره ای که انتها ندارد. در خودم می شکنم. خُرد می شوم. نیست می شوم. معنا... من خسته ام... دستم را بگیر. رهایم کن از میان این آدم ها. اینجا آدم ها با عاشقی غریبه اند. نمی فهمند هوای دلسپردگی را. برایشان هزار و یک دلیل هم که بیاوری از دل، چند دقیقه ای گیج و گنگ نگاهت می کنند و بعد رو می گردانند. به همین سادگی! هوای عاشقی ها را نمی بینند. فکر می کنند خیال است. آدم های اینجا دوستت دارم های تو را نمی فهمند معنا. من اما یک روزی به همه شان ثابت می کنم که اشتباه می کنند. در کنار تو ثابت می کنم به همه شان. خوب نازنین من که تو باشی زمین آسمان می شود، ستاره ها دانه دانه خورشید. عالم و آدم ایمان می آورند به وجود پاک عشقی مقدس تر از سجده گاه این مثلا" مسلمانان. وجود تو لبخند پاک خداست. نگاهت روشن ترین دلیل وجود مهربانی... کلمه وقتی معنی دارد که از تو بگوید. واژه وقتی رنگ می گیرد که برای تو باشد. عاشقانه ها به فدایت، من تا آخرین نفس به پای عاشقی ات ایستاده ام. دوستت دارم معنای من. دوستت دارم..
پی نوشت : تمام عاشقانه های این مدت را برایت از نو همین جا می نگارم. |
||
|
2
نگاشته شده در سه شنبه 17 اردیبهشت1387لحظه ی دلتنگی 22:7 به قلم مسافر کویر
|
|
||