|
|
|
|
|
حق من این همه دور ماندن از معنا نیست خدا! |
||
|
2
نگاشته شده در یکشنبه 27 بهمن1387لحظه ی دلتنگی 0:47 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
من از حکايت آشفتگی پرم ، اما |
||
|
2
نگاشته شده در شنبه 26 بهمن1387لحظه ی دلتنگی 17:59 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
اعترافات عاشقانه 31 |
|
|
امروز اصلا" حالم خوب نیست. دلم می خواهد از زمین و زمان ایراد بگیرم. دلم می خواهد به جان تمام دنیا غر بزنم. می خواهم همه چیز را بهم بریزم. حوصله ی حرف هیچکس را هم ندارم. حوصله ی هیچکدام از این آدم های دور و برم را هم ندارم. اگر می شد امروز را زندگی نمی کردم. اصلا" اگر به اختیار من بود هیچکدام از این روزهای بی تو را زندگی نمی کردم. من خسته شده ام معنا. من از تمام این روز و شب های تکراری خسته شده ام. از تمام این روزهایی که شب رنگ اند. از تمام این لحظه هایی که ندارمت خسته شده ام!
پی نوشت : چند روزی نیستم. |
||
|
2
نگاشته شده در یکشنبه 20 بهمن1387لحظه ی دلتنگی 1:52 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
ای طبيب من؛ مريضت بی مداوا مانده است... |
||
|
2
نگاشته شده در شنبه 19 بهمن1387لحظه ی دلتنگی 1:32 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
لحظه ها |
|
|
بـی تو چقـدر خـرد و خـميرند لـحظه ها مـثـل مـن فـلـک زده مـثـل مـن غــريـب انـگـار در نـگـاه تـو تـکـثـيـر می شـوند حالا منـم و گـريه بـر ايـن درد مشتـرک «بـگـذار تـا مـقابـل روی تـو بـگذريم» |
||
|
2
نگاشته شده در جمعه 18 بهمن1387لحظه ی دلتنگی 1:31 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
دل بر سر عهد استوار خویش است |
||
|
2
نگاشته شده در پنجشنبه 17 بهمن1387لحظه ی دلتنگی 1:23 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
دلم تنگ است اين شبها يقين دارم که ميدانی... |
||
|
2
نگاشته شده در چهارشنبه 16 بهمن1387لحظه ی دلتنگی 1:37 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
دنيا را اگر زيبا می بينم دليلش اين است كه دلم جايی خيلی دور از من در كنار توست... |
||
|
2
نگاشته شده در یکشنبه 13 بهمن1387لحظه ی دلتنگی 22:3 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
تـنهـايـی و قـرابـت مـا حـكـم مـی كـند |
||
|
2
نگاشته شده در شنبه 12 بهمن1387لحظه ی دلتنگی 23:4 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
من دلم می خواهد فدای لبخند های تو بشوم! |
|
|
هیچ می دانستی خدا تو را خلق کرده که مرا به جنون برسانی؟! |
||
|
2
نگاشته شده در چهارشنبه 9 بهمن1387لحظه ی دلتنگی 23:33 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
بازآ نفسی قرار من باش... |
||
|
2
نگاشته شده در چهارشنبه 9 بهمن1387لحظه ی دلتنگی 0:47 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
مريض شده ام، حالم خوش نيست. دارويی چون تو علاج من است... |
||
|
2
نگاشته شده در سه شنبه 8 بهمن1387لحظه ی دلتنگی 2:3 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
تمام می شوم شبی فقط به من اشاره کن... |
||
|
2
نگاشته شده در یکشنبه 6 بهمن1387لحظه ی دلتنگی 23:20 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
منتهای شکیب |
|
|
مرو به خواب كه خوابت ز چشم بربايد گرت مشاهده خويش در خيال آيد مجال صبر همين بود و منتهای شكيب چه ارمغانی از آن به كه دوستان بينی ز نقش روی تو مشاطه دست بازكشيد به لطف دلبر من در جهان نبينی دوست نه زنده را به تو ميل ست و مهربانی و بس دريغ نيست مرا هر چه هست در طلبت چرا و چون نرسد دردمند عاشق را گر آه سينه عاشق رسد به حضرت دوست |
||
|
2
نگاشته شده در شنبه 5 بهمن1387لحظه ی دلتنگی 23:26 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
از لا به لای یاس های سفید، با شعله ی لرزان شمعی بیدار، راهی به سويت می جويم و تو نيستی؛ نيستی که ببينی امشب آسمان چقدر زيباست. اما من اين آسمان را دوست ندارم! |
||
|
2
نگاشته شده در شنبه 5 بهمن1387لحظه ی دلتنگی 1:37 به قلم مسافر کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
جان بيمار مرا نيست ز تو روی سوال |
||
|
2
نگاشته شده در جمعه 4 بهمن1387لحظه ی دلتنگی 0:43 به قلم مسافر کویر
|
|
||